تبليغاتX
پندارهای آرایه - باور نمي­کند که فريبش نداده­اند

آدم کمي پرنده کمي پَر که مي­شود / پرواز نه! رها نه! سبکتر که مي­شود / با تکه­هاي مانده­ي بعد از شکستنش / سرگرم يک تجسم ديگر که مي­شود / نقش بر آب مي­شودش نقشه­هاي قبل / بر نقش­هاي بعد شناور که مي­شود / از پشت زخم­هاي زمستاني دلش / طرح گلي عجيب مصور که مي­شود / حواي روزهاي اساطيري­اش... هوا / از سيب گاز خورده مکدر که مي­شود / باور نمي­کند که فريبش نداده­اند
نوشته شده توسط آرایه در ساعت 16:6 | لینک  |