تبليغاتX
پندارهای آرایه



حالا اشتباه فارسی تایپ کردی؛چرا یکی یکی به سایتاشم سر زدی؟!!!

 

عجب!!!!!

 

اینجوری هم سرچ کرده! حتمن خیلی داستان تکسی خونش پایین بوده!

نوشته شده توسط آرایه در ساعت 1:2 | لینک  | 

هنرنمایی با مگس های مرده!


غذای سلف دانشگاهی در سوئیس!!!  آخرین غذای یک زندونی!!!

نوشته شده توسط آرایه در ساعت 15:19 | لینک  | 

میدانید؟ انتخ ابات مان هم توی همه چیز شده عین همان مفهوم فرضی انتخ ابات ر.یس ج مهوری مان. دوستی از جشنواره مطبوعات گله میکرد که با نتایجش همه را غافلگیر کرده بود و نه اینکه حق خودش را خورده بودند لابد. بعد انگیزه اش هم این میان از شرکت و تکاپو به کل توی این زمینه از دست داده بود. توی کنفرانس .... هم که مقاله ای به چه هلویی آماده کرده بودیم که سرش دعوا بود و رئیس میگفت اسم من را هم بنویسید چون او هم اطمینان داشت این مقاله ای که حاصل شش ماه کار است به طور حتم چیزی می شود؛ و نشد! نه اول و دوم و سوم که هیچ! حتی توی پرزنتهای دیواری هم جایی نداشت!  نه اینکه چون حق خودمان را خورده بودند، چون وقتی می رفتی سراغ مقاله های "برتر" اشکت می آمد دم مشکت! خب، شاید من هم دیگر ناامید شوم و نروم عمرن سراغ هیچ مقاله ای. با این وضعیت داوری و انتخ ابات. اینها را گفتم؛ که بگویم حالا از اینکه پارسال نرفتم جشن وبلاگ نویسان برتر پرشین بلاگ؛ دیگه ناراحت نیستم. کیفیت برگزاری معلوم بود مثل سال قبل نبود. آخرش هم نفهمیدیم معیار برگزیدگی چی بود و چی نبود؟ در عوض با کلی وبلاگ بی نام و نشون آشنا شدیم که بعد هم اومدم بازشون کردم هیچ چیز برای خوندن توشون پیدا نمیشد. آدم فکر میکنه قحطی اومده. همنیطور که مملکت انگار قحط الرجال شده؛ این فحطی داره به همه می رسه. مثل یک بیماری واگیر دار. از سرش بگیر تا تهش برو.
.............................................................................
پ.ن: لنگ دراز جون ما رفتیم لوح تقدیر تو رو هم گرفتیم با جایزه ات. حالا مونده برسونم دستت فقط. هر چند توی طنز تو باید اولی دومی چیزی میشدی دیگه.خوب بود پرشین بلاگ حالا که مذهبی ها رو جدا کرده بود و سیا س ی ها رو هم حذف؛ لا اقل دسته بندی ادبیات و اجتماعی و اینا هم میداشت.
پ.ن: لوح تقدیر خودمون رو هم دادیم دوست همراهمون قایم کنه برامون تا آبرومون نره با "نویسنده وبلاگ پندارهای آرایه "بودنمون! خدایی نمیشد آوردش خونه!
پ.ن: بد نبود پای اون لوح ها مهر و امضایی هم میبود اقلکندش!
پ.ن: عکسهای روز جشن رو تو وبلاگ ویولت ببینید.
 اینم روز جشن وبلاگهای برتر بانوان بلاگستان!!!
جشن بانوان بلاگستان!!!!!

 راستی نصف سالن آقا بودن و این خیلی خوب بود.خوشایند بود هم.

بعد نوشت: آقای شمشیرگرلطف کردن به این نوشته لینک دادند.اما به گمونم اینکه گفتن لحن بعضیها دور از انصاف بوده یکی از اون بعضیها من بودم. شاید چون ریاد انتقاد کردم و زیاد راضی نبودم. با این حال بد نبود یک خسته نباشید هم می گفتم:پس خسته نباشید.

نوشته شده توسط آرایه در ساعت 21:5 | لینک  | 

اینم از محل جدید کار من!عجب چیزای صحنه د ا ری اینجاست!

..........................................

پ.ن:توضیحی بر پست قبل:مگر من چه چیزم از کیشلوفسکی کمتر است که سناریوی سه گانه را در یک صدم ثانیه توی ذهنم نسازم؟مورد اول یعنی اینکه من معشوقه ی شوهر این زن باشم؛مورد دوم اینکه من همکار شوهر این خانم باشم؛که بیخود بهم مشکوک شده؛سومی هم اینکه زن قصذ نقشه ای داشت و یا داستان کلن سر کاری بود!بدیهی است که فقط سومی امکان درست بودن داشت.طرف فامیل من را هم نمیدانست.نه اسمم را!

نوشته شده توسط آرایه در ساعت 14:6 | لینک  | 

 

میدونید؟بعضی وقتا هم اینقدر گیر میدیم به فرعیات که اصل موضوع از یادمون میره...

پ.ن:هی!اگه اهل مراقبت از ریسکت نیستی بیخودی خطر نکن!

نوشته شده توسط آرایه در ساعت 0:50 | لینک  | 

American dream:

ديشب فيلم جاده ي انقلابي (Revolutionary Road) كه به نظرم همون آرزوهاي دست نيافتني براش بهتره؛رو ديديم.این فیلم بر اساس رمانی با همین عنوان ساخته شده است. کتاب را Richard Yates در سال ۱۹۶۱ نوشته بود.چيزي كه توي لحظه لحظه ي ديدن اين فيلم مجذوبم كرده بود نگاههاي معنا دار ماني سر هر جمله ي كيت وينسلت بود.عجيب باهاش همذات پنداري كردم و عجيب ماني ميگفت چقدر مثل تو فكر ميكنه.رويايي و متهورانه.با اينكه زندگيش چندان شباهتي به من نداشت؛اما خيلي حس كردم منم.

Valentine:

این و این واین كادوهاي پارسال و امسال.قرمزه خيلي بهم مياد.

Dingy : 

دوست پسرمون فرمود خونمون خيلي شلخته است.گفت حداقل اين تيكه اي كه به خاطر دل خودته مرتب نگه دار و بهش برس.ماني هم اگه تنها غري كه به من بزنه سر همين شلختگيم باشه.نامرتبي و بي حالي تو كار خونه.حالا كثيفي ماشين هم كه خوراك غر مانيه.بعدن من ماشین دوست عزیزمون رو ديدم عکسشو گرفتم كه برم بگم ببين!ببين كه از من شلخته ترم هست!و نميگم اون دوست چيكاره است و كيه!!چون احتمالن مشتريهاشو از دست ميده!

Decoration:

این شبها فقط با یک چیز به خواب میرم.رویای یک خونه ی زیبا که مال خودمون باشه که مجبور نباشم سال به سال اثاثمو بذارم روی پشتم و کوچ کنم.دلیل این رویا سر کردن هر شبه قبل از خواب با این مجله است.اگر دنبال یک مجله دکوراسیون مفید با کلی مطلب خوندنی و عکسهای هیجان انگیز میگردید؛حتمن مجله منزل رو ببینید.نون به دوستم قرض میدم؟براش تبلیغ میکنم؟خوب کاری میکنم!اون هم برای من همین کار رو میکنه!میگید نه ببینید:

اما خدایی ضرر کردید اگه از دستش بدید.من که کلی باهاش حال میکنم.البته احسانه جون زحمت کشید و چند شماره رو به رسم یادبود به من داد ولی مخصوصن این ویژه نامه اش چیز دیگری خواهد بود که از دستش نخواهم داد.


 Candy :

مانی این و بهمن این رو برام کشف کردن تازگیها.

........................................................
پ.ن:جیم رفتن ما هم از اون دسته ی سرشار انرژِ هفت هشت نفره تنها باقی مونده خودم!هرچند دیگه حذف آهنگهایی مثل جیگیلی از ورزش زیاد حس و حال نمیذره...اما همچنان ادامه دادم!و این تنها کاریه که من سه ماه مداوم ادامه دادم!

پ.ن:مرسی عزیزم....میدانی دیگر....حکایت همان مرسی که هستی...هستی و من مهمان جملات پرمهر و استادانه ی توام...همه چیز درست میشود...قول میدهم و اگر نشد....بدان همیشه کنارت هستم
...........................................

لحظه ای با من باش...

مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد
هنگامي كه عزت نفس را در خود بكشيم
هنگامي كه دست ياري ديگران را رد بكنيم
مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر بنده ي عادتهاي خويش بشويم
و هر روز يك مسير را بپيماييم
اگر دچار روزمرگي شويم
اگر تغييري در رنگ لباس خويش ندهيم
يا با كساني كه نمي شناسيم سر صحبت را باز نكنيم
مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر احساسات خود را ابراز نكنيم
همان احساسات سركشي كه
موجب درخشش چشمان ما مي شود
و دل را به تپش در مي آورد
مرگ تدريجي ما آغاز خواهد شد
اگر تحولي در زندگي خويش ايجاد نكنيم هنگامي كه از حرفه يا عشق خود ناراضي هستيم
اگر حاشيه ي امنيت خود را براي آرزويي نامطمئن به خطر نياندازيم
اگر به دنبال آرزوهايمان نباشيم
اگر به خودمان اجازه ندهيم
براي يكبار هم كه شده
از نصيحتي عاقلانه بگريزيم
بياييد زندگي را امروز آغاز كنيم!
بياييد امروز خطر كنيم!
همين امروز كاري بكنيم!
اجازه ندهيم كه دچار مرگ تدريجي بشويم!
شاد بودن را فراموش نكنيم!


نوشته شده توسط آرایه در ساعت 17:56 | لینک  |