سال خوب و خوشی رو براتون آرزومندم
و
شاد شاد شاد باشید
به امید فرداهای بهترتر...
قدیمترها، یعنی وقتی که ما یه نوجوون 17-18 ساله بودیم، با اولین کسی که به احساسمون رنگ عشق میزد، نرد عشق میزدیم و عجیب هر چه بود صحبت وفا و عشق و با هم بودن تا ته دنیا بود. یعنی یه جورایی این پیوند دوستی که بسته میشد، خیلی رسمی و محکم بود و دو طرف خودشونو موظف به وفاداری نسبت به هم میدونستند، به هم خیانت نمیکردند یا خیلی کم پیش میومد این کارو بکنند، تازه در صورت خیانت هم کسی که بد کرده بود با ابراز تاسف از کارش یا قول میداد دیگه تکرار نکنه و یا اگه دلش پیش دیگری گیر بود، برای همیشه از زندگی طرف قبلی میرفت بیرون، دیگه نیاز به آسمون ریسمون بافتنهای دروغین که بشه طرفو چند صباحی دیگر بازی داد و نگه داشت نبود. اینا رو گفتم که یه مقایسه ای با این دوره که حدود 10 سال جلوتر از اون زمونه، داشته باشیم. دوستیهای امروزه بیشتر بر پایه های موارد سست و بی بنیاد طرفین صورت میگیره. اگه از یه دختر بپرسی چطور همسری میخواد؟ بی برو برگرد این مواردو بی کم و کاست ، با کمی پس و پیش کردن،برات ردیف میکنه:وضع مالیش خوب باشه، تحصیل کرده باشه، خوش اخلاق باشه، خوشگل و خوش تیپ باشه، زیاد به من سخت نگیره، حسود و سوئ ظنی نباشه،و....خوب معلومه که همه به دنبال کاملتر از خودشون میگردن، و به جز در مواردی که یه طرف عاشق میشه و به اشتباه فکر میکنه طرف مقابلش کاملتره این وضعیت ایده آل پیش نمیاد، یا خیلی کم پیش میاد که دو طرف احساس کنن به اونچه خواستن رسیدند. حتی شکل گیری روابط دختر و پسر هم مثل نوع رابطشون دستخوش تغییرات زیادی شده است. دوستیهایی که با یه pm شروع می شه، و خدا میدونه به کجا ختم میشه!حتما تا به حال برای شما پیش آمده که نسبت به کسی احساس تمایل کرده اید، که این احساس به دلیل وجود یک مورد خاص در فرد مورد نظرکه مطلوب شما بوده، ایجاد شده است. این مورد خاص هر چیزی میتواند باشد، از افکار و اخلاق گرفته تا قوس ابرو! و طول مژه ها!ولی جالب اینجاست که خواسته های پسرها و دخترها در دوستی نیز مثل نوع رابطه تغییر کرده.، ولی اینبار خیلی به هم نزدیک شده، به طوری که در 98 درصد موارد، اون چیزی که به اتفاق پسرها از دخترها خواستند داشتن رابطه جنسی و س. . کس بوده. زمان بیان این خواسته از طرف پسرها روی این منحنی سیر میکنه،(متاسفانه منحنی رو نتونستم اینجا بیارم)
75% از پسرها در اولین ساعتهای آشنایی تقاضای 3. . ک س داشته اند
1۵ % از پسرها یک روزپس از آشنایی تقاضای 3. . ک س داشته اند
5 % از پسرها سه روز پس ازآشنایی تقاضای 3. . ک س داشته اند
4 % از پسرها یک هفته پس از آشنایی تقاضای 3. . ک س داشته اند
1 % از پسرها یک ماه پس از آشنایی تقاضای 3. . ک س داشته اند
این خیلی جالبه که پسرای امروزی حتی فرصت آشنایی بیشتر رو از دخترها میگیرند و همون اول اگه از دختر نه بشنوند میگن به سلامت! درست عکس زمان ما که اگه دسترسی به دختری آسون بود، شانس موفقیتش در شوهریابی کمتر بود!تازه، تعیین نوع رابطه، از اولین مواردی است که در همون دقایق اولیه باید برای دو طرف روشن بشه که فقط دوستی ساده باشه!؛ دوستی باشه، آشنایی برای ازدواج باشه، دوست فابریک باشی!، یا...
اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند. دکتر نيکنام در اين باره می گويد:"ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش را زشت می دانيم......
![]()
خوب دیگه من یه زنم و باید هر طور شده در این روز دین خودمو به همجنسام و به روزم! ادا کنم. با اینکه خیلی گرفتارم ولی حرفهایی توی این چند روز تو ذهنم مونده که ممکنه به هم ربطی نداشته باشه ولی به هم میبافم و میگم.
اول اینکه من تا پارسال نمیدونستم 8 مارس روز جهانی زنه، این خیلی عیبه؟
ولی خوب اینجا که بنویسم و پنج تا زن هم از اینجا گذر کنند و اینو بدونن کلی برد کردم! (کاش 5 تا خانم که اینو نمیدونستند و حالا فهمیدن تو نظرات بهم بگن). کاش میشد بدونیم که یه کشور، یه دین، یه قوم یا یه ملت میتونن به مناسبت هر موضوعی یه روز ملی داشته باشند، و در عین حال روز جهانی اون مورد رو هم بشناسند و با برداشته شدن مرزها توسط این دنیای مجازی به دهکده جهانی هم بپیوندند. این خیلی خوبه که وقتی یه خارجی، مثلا یه آمریکایی ازمون بپرسه که شما تو فرهنگتون روزی به اسم دوستی و عشق دارین؟ ما با افتخار سرمونو بالا بگیریم و حرفی برای گفتن داشته باشیم، و هیچ ایرادی هم نداره که ولنتاین رو به عنوان روز عشق و دوستی جشن بگیریم، انعطاف پذیری یک قوم تا اونجا که فرهنگشونو به فنا نده خوبه.
دوم: بعضی وبلاگا منو گیج کردن و به قول معروف فکمو کش آوردن، چه جوری؟ ببینید:
من دلم برات خیلی تنگ شده، آه چرا رفتی؟... دوستت دارم...آه نرو ...بیا...
120 نظر!!!!!!!
اول فکر کردم تو عالم خواب آلودگی اینو میبینم ولی وقتی چشامو مالیدم دیدم ، نه درست میبینم! برای همچین جمله ای اینهمه نظر!!!!!!!
سوم میخوام بگم...
من زنم، زنی که تا دیروز یه دختر بچه بازیگوش بود ولی امروز...
تو تاکسی نشستم سمت چپم دو تا پسر گنده با لباسهای سیاه براق (از شدت کثیفی) نشستن، راننده از این نوحه های تکنو گذاشته، شیشه ها رو داده پایین و صدا تا ته بالا، با اینکه راحت سه نفر عقب پیکان جا میشن من باید هر چه بیشتر مچاله بشم و خودمو به درو پنجره بچسبونم، چون من یه زنم، و اگه دوست نداشته باشم ازم سوءاستفاده بشه باید به خودم سختی بدم، پسری که وسط نشسته با هر عقب نشینی من بیشتر پاشو به سمت پام هل میده و وقتیکه راحت ساق پاشو به پای من مماس میکنه دست از تکاپو برمیداره. حالا نوبت فشارهای مکرر پاشه که علامت وار به پای من میده، دوست بغلدستیش زیر گوشش زمزمه میکنه: امروز خونتون خالی میشه مریمو بیارم؟ وسطی جواب میده: دست بردار شب هفت امام.!!!!!!!!!!!!!!!!من ناچار میشم نرسیده به مقصد پیاده شم، چون
من یک زنم.
با اینکه آدم خوش برخورد و خوش مشربی هستم ناچارم همینکه پامو گذاشتم محل کار قیافه ی خشن و سگ گونه ای داشته باشم، وگرنه من میشم اهل حال و خیلی دلش میخواد و....چون
من یک زنم.
تو دانشگاه اگه از یه درسی خوشم بیاد و خیلی وقت پاش بذارم و نمره خوبی بگیرم، با استاده روهم ریختم، چون
من یک زنم.
هیچوقت نمیتونم با یه جنس مخالف یه دوستی ساده و معمولی داشته باشم، نه با همکلاسیم تو دانشگاه، نه با همکارم تو شرکت، نه هیچ جای دیگه، اگه با کسی بیش از حد تعیین شده صمیمی بشم به انواع شغلهای شریفه و تهمتهای رنگارنگ متهم میشم، و حتما با اون بنده خدا رابطه دارم، اونم نامشروع! و غیر از این نمیشه چون
من یک زنم.
نمیتونم بلند بخندم، نمیتونم بدوم، نمیتونم هر جا دلم خواست دوچرخه سواری کنم، نمیتونم بلوز شلوار بپوشم، نمیتونم رنگ موهامو تو آفتاب ببینم، نمیتونم وقتی از یه پسر خوشم اومد بهش ابراز علاقه کنم، نمیتونم با بیش از یه نفر ازدواج کنم، نمیتونم فرد مورد علاقمو انتخاب کنم، چون
من یک زنم.
